|
ت کاش مشد بین قلب ها جاری بود ثمری از آب و آثاری بود کاش می شد بین دل ها بودیم لحظه های عشق عشق می ربودیم کاش عاشق ضربه از عشق نداشت لحظه های ارتشی جنگی نداشت کاش می شد خندید چون کودکی خنده های بی ثمر یواشکی کاش می شد رقصید در باد ها لحظه ای نالید از فریاد ها کاش می شد جنگ را باطل کرد فرصت نیرنگ را کامل کرد کاش می شد آسمان را باز کرد گله ای از دزد این احساس کرد کاش می شد زندگی آروم بشه لحظه های زندونی آسون بشه کاش می شد از خدا رنگی شناخت او که تنها خالق این خلقه هاست کاش می شد رنگی از تقدیر بود این کلام آخر تفسیر بود
|
![]()
سلام ...
Home
|